آخرین اخبار
کشور، سیاسی و بین المللی
کد مطلب: 201181
کمبود شغل يا بالا رفتن توقعات جوانان؟
تاریخ انتشار : 1396/12/21 12:49:01
نمایش : 523
بيکاري يکي از معضلات جامعه ماست، اما آيا در اين بيکاري خود جوانان نيز نقش دارند؟

به گزارش سامان ما به نقل از شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ اين روزها تقريبا در هر خانواده اي يک جوان بيکار يافت مي شود، کافي است که به اطراف خود نگاه کنيم و آنگاه است که در مقابلمان جواني جوياي کار را مشاهده خواهيم کرد.

جواناني که به اين در و ان در ميزنن تا براي خود شغلي دست و پا کنند و به زندگي خود سروسامان دهند، اما به راستي براي جوانان ما در جامعه کار کم است؟

يا سطح توقعات جوانان ما که حالا بسياري از آنها تحصيلات عالي دارند افزايش يافته است. کمي به عقب بازگرديم، شغلهاي متفاوتي را در جامعه مي ديديم که جوانان اشتياق فراواني به آنها داشتند، مشاغلي که هم اينک در ميان جوانان ايراني طرفداري ندارد و اتباع بيگانه بازار آنها را به دست گرفته اند.

به طور مثال اکنون اگر قصد بازسازي يا ساخت خانه داشته باشيد، به ندرت گچ کار جوان هموطن پيدا مي کنيد، اگر هم پيدا شوند، ثيمت هايي به شما مي دهند که با بودجه شما همخواني ندارند. اما به راحتي مي توانيد گچ کار غير ايراني پيدا کنيد. اين موضوع براي مشاغلي از اين دست که هم پرستيژ خوبي دارند و هم درآمد کافي، به علتي که به آن خواهيم پرداخت، بدون متقاضي مانده اند.

 

شغل هاي پردرآمد با متقاضي کم

در همين زمينه، پسري که مدرک کارشناسي ارشد دارد مي گويد: من 4 سال دوره کارشناسي و بعد از آن 2 سال دوره کارشناسي ارشد را خوانده ام.

ناصر مي گويد: مضحک نيست که من بروم و منشي بشوم؟ آيا براي جامعه مناسب هست، يک فرد تحصيل کرده مشغول شغل هاي سطح پايين باشد؟

محمد که مدرکش با ناصر يکي بود، در کنار او مي گويد: در حال حاضر مدرک اکثر افراد جامعه کارشناسي است، آيا بايد بگوييم تمام اين افراد بايد مشغول به شغل هاي سطح بالا باشند؟

او مي گويد: اصلا شغل سطح بالا يعني چه؟ من خودم راننده هستم و از درآمدم راضي هستم.

محمد ادامه داد: آيا افراد تحصيل کرده از درآمد برخي مشاغل که به ظاهر سطح پاييني دارند، اطلاعي دارند؟ به طور مثال مشاغلي مانند گچ بري، نقاشي ساختمان، بازيافت و امثال اينها با اينکه درآمد بالايي دارند، اما خيلي از جوانان حاضر به انجام دادن اين کارها نيستند.

فردي که در شغل موتور سازي مشغول به کار است، مي گويد: من کارمند دوات هستم، اما بعد از کار اداري به مغازه مي روم.

سجاد مي گويد: شايد در طول دو هفته، درآمد اين کارم خيلي بيشتر از حقوق يک ماه کار دولتي ام است.

برادر او که کليدساز است، ادامه داد: مدرک دانشگاهي من کارشناسي است، اما آنقدر بازار کارم خوب است که به هيچ کار دولتي فکر نمي کنم.

او مي گويد: با درآمد شغل کليدسازي که دارم، توانسته ام، خانه و ماشين بخرم و الان هم پس انداز دارم.


تعداد افراد بيکار و تعداد شغل هاي بدون متصدي

حدود دو ميليون و 300 هزار بيکار در ايران وجود دارد، که طبق آمارهاي برخي مسئولان به همين ميزان نيز فرصت شغلي در کشور وجود دارد که متصدي ندارند.

طبق آخرين آمار اعلامي از سوي مرکز آمار ايران، در حال حاضر حدود دو ميليون و 300 هزار بيکار در کشور وجود دارد،بيکاراني که به دليل نداشتن مهارت يا نبودن فرصت‌هاي شغلي نتوانسته‌اند مشغول به کار شوند.

از اين ميزان بيش از يک ميليون و 600 هزار نفر مرد و حدود 700 هزار نفر زن هستند. همچنين يک ميليون و 800 هزار نفر در بخش شهري و 500 هزار نفر ديگر در بخش روستايي کشور هستند.

موضوع قابل توجه ديگر اين است که از اين دو ميليون و 300 هزار نفر، 700 هزار نفر آنها جوانان 15 تا 24 سال و حدود 800 هزار نفر ديگر آنان جوانان 24 تا 29 سال هستند.

با وجود آمار بالاي بيکاري، دليل اينکه حدود دو ميليون شغل بدون منابع انساني وجود دارد چيست؟

محمد عنبري، مدير گروه اشتغال و بانک شبکه کانون هاي تفکر ايران، در گفتگو با خبرنگار حوزه ازدواج و خانواده گروه اجتماعي باشگاه خبرنگاران جوان؛ گفت: مسئله بيکاري و ارتباط آن با رشته‌هاي تحصيلي، يک موضوع مهم پيش روي جامعه است.

وي افزود:اين مسئله، تا جايي پيش رفت که رهبر انقلاب در ابلاغيه سياست‌هاي کلي برنامه ششم توسعه و در بند 78 اين سند که در ذيل محورهاي علم و فناوري تنظيم شده است، از دستگاه‌هاي اجرايي خواستند «رابطه متقابل تحصيل با اشتغال و متناسب‌سازي سطوح و رشته‌هاي تحصيلي با نقشه جامع علمي کشور و نيازهاي توليد و اشتغال» مشخص شود.

مدير گروه اشتغال و بانک شبکه کانون هاي تفکر ايران معتقد است: از دو جهت بايد به اين موضع پرداخته شود.اول اينکه وظايف دولت در قبال جامعه چيست؟

محمد عبيري افزود: آيا دولت بايد افرادي که تحصيلات عاليه دارند، را مجبور کنند به دنبال مشاغلي که متناسب با تحصيلات آنها نيست، بروند؟

وي با تاکيد بر نتيجه هزينه کرد افراد تحصيلکرده تصريح کرد: دولت بايد سياست اقتصادي جامعه را طوري برنامه ريزي کند که هرکس درشغل متناسب با تحصيلات قرار بگيرد و باعث برگشت هزينه افراد باشد.

اين کارشناس اشتغال با اشاره به وجه دوم اين موضع، که به خود فرد بر مي گردد، بيان کرد: اينکه افراد تحصيل کرده براي انتخاب شغل حساسيت به خرج مي دهند، باعث ايجاد آسيب هاي اجتماعي، از جمله بالا رفتن سن ازدواج مي شود.


افزايش سن ازدواج، معضل پيش روي جامعه

بيش از 11 ميليون دختر و پسر در سن ازدواج وجود دارد.

يکي از عمده ترين دلايل تأخير ازدواج از نظر جوانان، عوامل اقتصادي است. در يک صحبت چند دقيقه اي با جوانان، مخصوصاً پسران، مي توان به آساني فهميد که علت نداشتن تمايل به ازدواج در اکثر آنها، برخوردار نبودن از شغل، مسکن و تهيه لوازم و ضروريات زندگي و جشن ازدواج است.

در اين بين خانواده هاي دختران هم مشکل تهيه جهيزيه را سد بزرگي براي ازدواج دخترانشان مي دانند، خصوصاً خانواده هايي که چند دختر با فاصله هاي سني کم، دارند.

بنابراين نداشتن توان اقتصادي کافي، انگيزه ازدواج جوانان را پايين مي آورد و اجازه نمي دهد آنان در سن پايين ازدواج کنند.

نزديک شدن سن ازدواج به مرز دهه سوم زندگي، پيامدهاي رفتاري و رواني تلخي براي جامعه امروزي به دنبال دارد.

پژوهش‌ها در اين باره از رابطه افزايش سن ازدواج و رواج مجرد ماندن از آسيب‌هاي اجتماعي حکايت مي‌کند و جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران مکرر دراين باره هشدار مي‌دهند. چرا که از منظر روان‌شناسي، تجرد طولاني مدت، ريشه بسياري از آسيب‌هاي فردي و اجتماعي است.

نرخ بيکاري دانش آموختگان دانشگاهي چقدر است؟

مسعود برومند معاون پژوهشي وزير علوم گفت: نرخ بيکاري دانش آموختگان دانشگاهي ۱۸.۵ درصد بوده که اين ميزان از نرخ عمومي بيکاري بيشتر اعلام شده است.

در همين زمينه، محمد عنبري، مدير گروه اشتغال و بانک شبکه کانون هاي تفکر ايران در گفتگو با خبرنگار حوزه ازدواج و خانواده گروه اجتماعي باشگاه خبرنگاران جوان؛ با يادآور شدن دليل توقع بالاي جوانان گفت: شرايط ناپايدار اقتصادي، زمين خوردن مشاغل خرد خصوصي، فضاي نامناسب کسب و کار،شرايط متلاطم اقتصادي، باعث مي شود که مشاغل آزاد، اعتماد خود را از دست دهند.

عنبري بيان کرد: به دليل نبود اطمينان در مشاغل آزاد، اين افراد به سراغ مشاغل پشت ميزي و دولتي مي روند، چرا که از حقوق ثابت آن مطمئن و داراي امنيت شغلي هستند.

وي افزود: علت اصلي اين موضوع نبود برنامه ريزي درست در ساختار اقتصادي فعلي است.

مدير گروه اشتغال و بانک شبکه کانون هاي تفکر ايران، با توجه به اينکه، هر ساله حدود يک ميليون و 400هزار نفر، ورودي جديد به بازار کار داريم، گفت: هر سال به اين تعداد افزوده مي شود، يعني اينکه افزايش نرخ مشارکت اقتصادي را شاهد هستيم.

 عنبري، با اشاره به افزايش نرخ مشارکتي که عمده آنها فارغ التحصيلان هستند، گفت: دولت ادعا مي کند سالي 700هزار شغل ايجاد کرده است و وقتي سياست هاي اقتصادي دولت را نگاه مي کنيم، آيا اين اتفاق افتاده است يا خير؟

اين مدير گروه اشتغال بيان کرد: فشار جمعيت فارغ التحصيل بر روي بازار کار به حدي بوده است، که اين افراد وارد بازار کارهاي خيلي کوچک و کاذب، هم شده اند.

وي با تاکيد براينکه، چرا نرخ بيکاري بالا رفته است، گفت:عده زيادي از اين فارغ التحصيلان که به سراغ شغل هاي کاذب و شغل هاي خيلي کوچک نرفته اند، موجب افزايش نرخ بيکاري شده اند.

عنبري در پايان يادآور شد: اينکه گفته مي شود 75 درصد بيکاران، فارغ التحصيلان هستند اشتباه است، در حقيقت اين عدد کمتر از 20 درصد است. بيکاران واقعي کساني هستند که دنبال شغل نمي روند ولي فارغ التحصيلان ما به دنبال کار کردن هستند ولي برخي از آنها کار پيدا نمي کنند.

منبع: باشگاه خبرنگاران

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
نشر خبر