آخرین اخبار
کشور، سیاسی و بین المللی
کد مطلب: 201139
ابلاغ دستورالعمل‌هاي اقتصاد مقاومتي به سفراي ايران
تاریخ انتشار : 1396/12/05 13:01:57
نمایش : 164
سخنگوي وزارت امور خارجه از ابلاغ دستورالعمل مربوط به سياست هاي اقتصاد مقاومتي به سفراي جمهوري اسلامي ايران در کشورهاي مختلف خبر داد.
به گزارش سامان ما به نقل از مهر تحولات منطقه اي و بين المللي در سال هاي اخير بسيار سريع و غيرقابل پيش بيني در جريان هستند و فراز و نشيب هاي زيادي در روند معادلات به چشم مي خورد، بازيگران منطقه اي و بين المللي و البته بازيگران نويني همچون گروهک هاي تروريستي هر يک به دنبال منافع خود قسمتي از پازل معادلات شده اند و تلاش مي کنند روند حوادث را به سمتي سوق دهند که منافع آنها تامين شود.

قاسمي از ابلاغ دستورالعمل هايي در زمينه اقتصاد مقاومتي به نمايندگان وزارت امور خارجه خبر داد و گفت: با توجه به سياست هاي اقتصاد مقاومتي که تعيين شده بود، دستورالعمل هايي براي تمام نمايندگان خود در کشورهاي مختلف صادر کرديم که هدف آن کمک به توسعه صادرات غيرنفتي، جذب سرمايه گذاري خارجي و استفاده از تکنولوژي هاي نوين بود. در واقع اينها سرفصل دستورالعمل هاي دولت، وزارت امور خارجه و نمايندگان جمهوري اسلامي ايران به حساب مي آيند.

وي افزود: به هر حال بحث مسائل اقتصادي هم قطعا مسائل يک روزه و يک شبه نيست، شما زماني که مذاکرات را آغاز مي کنيد و زمينه را براي مذاکره آماده کنيد تا زماني که مذاکرات انجام شود، هيئت هاي کارشناسي آماده شوند، روي سوژه يا پروژه مشخص کار شود، ممکن است ماه ها و حتي يکي دو سال طول بکشد تا به فرآيند تفاهمات و يادداشت تفاهم برسد و در نتيجه تبديل به قرارداد شود.

سخنگوي وزارت امور خارجه خاطر نشان کرد: ما بسياري از اين اقدامات را انجام داديم، بخش هايي به نتيجه رسيده و بخش هايي نزديک به نتيجه است و برخي ديگر در بعضي از کشورها بايد بعد از مذاکرات لازم به ثمر برسد. با بسياري از کشورهاي اروپايي و آسيايي مثل ژاپن، کره، هند، ايتاليا، اسپانيا و به خصوص فرانسه يک سري مسائل را دنبال کرديم که در حوزه هاي مالي بخشي از کارها انجام شده و بخش ديگر هم تا مرحله تفاهمات انجام شده، مستندات امضا شده و قرار است اجرايي شود.

قاسمي با اشاره به تفاهم نامه هاي اخير ايران با ساير کشورها در زمينه هاي اقتصادي نيز اظهار داشت: تفاهم نامه اخير که با ايتاليا انجام شد، تفاهم نامه ۱۰ ميلياردي با کشور کره و يا با ژاپن مثال هايي است که ما با آنها تفاهم نامه هاي اوليه داريم و نهايتاً در مرحله اول و اجرا بايد شرايطي فراهم شود تا بنگاه ها و بانک ها بتوانند با هم صحبت کنند و از اين ظرفيت و فضايي که به وجود آمده استفاده لازم را ببرند که همانطور که گفتم بحث اقتصادي بحث زمان بري است.

سخنگوي وزارت امور خارجه در پاسخ به سئوالي مبني بر اينکه برخي از معاندان نظام در فضاسازي هايي که معمولاً ايجاد مي کنند، مي گويند چرا ايران هزينه هايي که مي تواند براي حل مشکلات مردم خود داشته باشد را در منطقه و براي حمايت از ملت هاي مظلوم منطقه صرف مي کند؟ آيا حمايت هاي ايران از مردم مظلوم به خصوص در منطقه  به معيشت مردم در داخل کشور ضربه مي زند؟ گفت: اين موضوعات را نمي توان به صورت خرد تحليل و بررسي کرد، از نگاه کلان هر تحولي که در منطقه، در کشورهاي همسايه و کشورهاي پيراموني شما اتفاق مي افتد که مي تواند منجر به ضرر و زيان، آسيب و تأثيرگذاري بر امنيت و ثبات و حتي توسعه اقتصادي و آرامش شما شود، مسئله مردم ايران و مسئله داخلي کشور به حساب مي آيد.

وي افزود: ما اگر در سوريه حضور داريم به درخواست دولت آن کشور است. در سوريه اتفاقاتي افتاد که قدرت هاي خارجي در آن نقش داشتند، سوريه را هدف قرار دادند که البته آن هدف ابتدايي بود و مي خواستند در مرحله بعدي عراق و بعد از آن ايران را مورد تهاجم قرار دهند که نتيجه اش بي ثباتي و ناامني در ايران بود.

قاسمي اضافه کرد: همينطور حضور مستشاري ايران در عراق که يک دموکراسي نوپا را تجربه مي کند و از مصائب و مسائل بسياري به خاطر دخالت بيگانگان برخوردار بود و از ثبات و امنيت کافي هم برخوردار نبود و از طرفي گروه هاي تروريستي هم در آنجا مأوا گرفته بودند، امر لازم ديگري بود که انجام شد و اين کمک هاي ايران به دو کشور همسايه قطعاً هزينه هايي هم در بُعد مادي و هم معنوي بر ما تحميل کرده است.

سخنگوي وزارت خارجه گفت: ما قطعاً به ثبات و امنيت جهان کمک شاياني کرديم و اگر امروز جهانيان به صورت کامل و جامع از ايران قدرداني نکنند در آينده اي نه چندان دور، قدردان ايران در راه مبارزه با تروريسم خواهند بود.

قاسمي همچنين در مورد آينده برجام نيز گفت: برجام قطعا همه چيز ما نيست، بلکه حاصل نتايج مذاکرات هسته اي ايران در بُعد هسته اي است. ما آن را مبحث تمام شده مي دانيم و فکر مي کنيم تحت هيچ شرايطي امکان بازنگري، مطالعه و مذاکره مجدد، کم يا اضافه کردن بندي به آن مجموعه تفاهمات وجود ندارد در واقع يک نقطه پايان بر مذاکرات هسته اي است و نمي توانيم فصل جديدي را باز کنيم.

وي افزود: امروز ما مي بينيم که اعتماد به دولت آمريکا در سطح جهان بسيار کاهش پيدا کرده و چهره آقاي ترامپ، چهره اي است که صرفاً به عنوان يک دلال و سوداگر و يا در يک عبارت زيبا يک تاجر خوب و يا تاجري که صرفاً با دلار سر و کار دارد، شناخته مي شود نه سياستمداري که به دنبال صلح و امنيت جهاني است.

سخنگوي وزارت امور خارجه با بيان اينکه هيچگونه مذاکره موشکي و دفاعي نخواهيم داشت، تصريح کرد: در خصوص مسائل موشکي و دفاعي که در ايران راجع به آن زياد صحبت شده مثل همه کشورهاي ديگر ايران به عنوان يک کشور مستقل به کسي اجازه دخالت در موضوعات داخلي و سياست هاي داخلي و موشکي آن نخواهد داد، ما براساس تعاليم ايراني اسلامي و تجربه هاي خود آموخته ايم که از يک جا چندين بار گزيده نشويم.

قاسمي با اشاره به ۸ سال جنگ تحميلي گفت: ما جنگ تحميلي را داشته ايم و مي دانيم که اگر از توانايي لازم دفاعي برخوردار بوديم و شرايط خاصي بر ما حاکم نبود قطعاً فرد ديوانه اي مانند صدام نمي توانست به ما حمله کند و ۸  سال ما را درگير يک جنگ خانمان سوز کند. بنابراين ما بر توانمندي خود خواهيم ايستاد و به ديگران اجازه نخواهيم داد فکر تجاوز به ايراني که از ثروت هاي بسيار و خدادادي برخوردار است را داشته باشند.

وي در ادامه گفتگو نيز به تحليل وضعيت عربستان در منطقه به خصوص در مورد يمن پرداخت و گفت: عربستان در خصوص يمن تصور مي کرد که اين هدف براي آنها ظرف چند هفته قابل حصول است و مي توانند آن را کاملاً تصرف کند، اما امروز که ديگر مي داند نمي تواند موفق شود و در باتلاق آن کشور گرفتار شده، به دنبال يک دشمن فرضي است و تصور مي کند که اگر يمن شکست نمي خورد و يا به زانو در نمي آيد حتما کساني هستند که به او کمک مي کنند و نهايتاً بحث موشک هاي يمن را به ايران منتسب مي کند که امري کاملاً دروغ و بي ربط است.

سخنگوي وزارت امور خارجه با تأکيد بر اينکه روزي خواهد رسيد که عربستان با يک شکست مفتضحانه يمن را هم ترک خواهد کرد، تصريح کرد: دربحث سوريه و عراق هم دولت هاي ملي حاکمند و ايران نقش مثبتي تا کنون داشته و کمک کرده که دولت هاي ملي و دولت هاي مستقر در اين کشورها در برابر تروريسم ايستادگي کنند و بتواند روي پاي خودشان بايستند و لذا اين بحث نفوذ هم يک بحث بي ربطي است که هر که آن را مطرح کند بيراهه را به جاي راه انتخاب کرده است.

مشروح گفتگوي خبرگزاري مهر با بهرام قاسمي، سخنگوي وزارت امور خارجه را در زير مي خوانيد:

اقدامات دستگاه سياست خارجي را در کمک به رونق اقتصاد کشور و پيشبرد سياست هاي ابلاغي اقتصادي مقاومتي را در دولت هاي يازدهم و دوازهم چگونه ارزيابي مي کنيد؟

وزارت خارجه ما هم مانند وزارت خارجه کشورهاي ديگر، نهاد و سازماني است که به عنوان يک پل بين تمام سازمان ها و نهادها اعم از فرهنگي، سياسي و اقتصادي، بازرگاني و صنعتي و ديگر حوزه ها با دولت هاي خارجي و نهادهاي مشابه خارجي، کار خود را انجام مي دهد و بايد هم اين کار را انجام بدهد. بحث وظايف اقتصادي وزارت امور خارجه چه در ايران و چه در خارج از ايران، بحث جديدي نيست.

 البته مي توان تفکيکي براي کشورهايي که سيستم متمرکز دارند و داشتند، قائل شد. کشورهايي که اقتصادشان کاملا دولتي بوده و همه چيز زير نظر وزارتخانه ها انجام مي شده با اقتصاد کشورهايي که آزاد هستند و خود بنگاه ها، موسسات و صنايع به راحتي مي توانند با ديگر مراکز اقتصادي و تجاري دنيا ارتباط داشته باشند. بنده فکر مي کنم در طول دوران بعد از انقلاب، وزارت امور خارجه در حوزه اقتصادي هميشه حضور فعال داشته و تلاش هاي خود را انجام داده است.

تا قبل از تغيير ساختار هم سفارتخانه هاي ما در بخش اقتصادي فعال بودند و بسته به نوع، توان و ظرفيت هايي که آن کشور مي توانسته براي ما داشته باشد، ما تلاش مي کرديم همکاري هايي ميان دو کشور شکل بگيرد.

اقتصاد خارجي ما در مقاطعي با رونق بيشتري همراه بوده و در مقاطعي خاص مثل تحريم از وضعيت چندان مطلوبي برخوردار نبوده است. تا قبل از تغيير ساختار، بخش اقتصادي ما زير نظر قائم مقام وزير فعال بوده و نهايتاً در دولت دوازدهم با توجه به گرايشي که به شرايط جديد جهاني، بين‌المللي و منطقه اي، معيشتي، اقتصادي و کمک به توان ملي ايران وجود داشته سعي شد اين پتانسيل و ظرفيت در وزارت امور خارجه کيفي تر شود و تخصصي تر با آن برخورد شود.

 در ساختار جديد پيش بيني شد که يک معاونت اقتصادي و ديپلماسي اقتصادي تشکيل شود که در مراحل نهايي آن هستيم. فرد مسئول مشخص شده ولي کار خود را شروع نکرده و اميدواريم در اواسط اسفندماه وي بتواند کار را آغاز کند، لذا الان نمي توان براي معاونت ديپلماسي اقتصادي در ساختار جديد کارنامه اي را تعريف کرد.

در بحث دولت يازدهم و دوازدهم و با توجه به شرايط کشور بعد از برداشتن تحريم ها و بحث برجام که توانست گشايش هايي در حوزه اقتصادي براي ما باز کند، وزارت امور خارجه و سفارتخانه ها در حوزه اقتصادي دست و بال بازتري پيدا کردند و با توجه به اراده اي که در سياست هاي اعلامي دولت هم مطرح شده بود براي فعاليت هاي اقتصادي و کار بازرگاني خارجي وزارت امور خارجه سعي کرد با توان بيشتري به اين حوزه ورود کند.

 تعدادي از سفراي ما در دولت يازدهم  افرادي هستند که تحصيلات اقتصادي دارند، به مسائل اقتصادي آشنا بودند و نهايتاً ما توانستيم در بسياري از کشورهايي که استعداد همکاري اقتصادي داشتند قدم هايي را در ارتقاء روابط اقتصادي ايران، بازرگاني و صنعتي خودمان برداريم.

با توجه به سياست هاي اقتصاد مقاومتي که تعيين شده بود، دستورالعمل هايي براي تمام نمايندگان خود در کشورهاي مختلف صادر کرديم که هدف آن کمک به توسعه صادرات غيرنفتي، جذب سرمايه گذاري خارجي و استفاده از تکنولوژي هاي نوين بود. در واقع اينها سرفصل دستورالعمل هاي دولت، وزارت امور خارجه و نمايندگان جمهوري اسلامي ايران به حساب مي آيند.

البته ما بحث نفت را از گذشته داشتيم و تلاش هاي خوبي را براي اينکه بتوانيم زمينه لازم براي جذب مجدد بازارهايي را که از دست داده بوديم و در آنها حضور پيدا کنيم را داشته ايم. همچنين جذب شرکت هاي بزرگ نفتي براي حضور و سرمايه گذاري در ايران که مقدماتي از آن را بايد وزارت امور خارجه و بخش عمده ديگر آن را وزارت نفت فراهم مي کرد هم جزئي از اين برنامه ها بود.

با توجه به سياست هاي اقتصاد مقاومتي که تعيين شده بود، دستورالعمل هايي براي تمام نمايندگان خود در کشورهاي مختلف صادر کرديم که هدف آن کمک به توسعه صادرات غيرنفتي، جذب سرمايه گذاري خارجي و استفاده از تکنولوژي هاي نوين بودبه هر حال بحث مسائل اقتصادي هم قطعا مسائل يک روزه و يک شبه نيست، شما زماني که مذاکرات را آغاز مي کنيد و زمينه را براي مذاکره آماده کنيد تا زماني که مذاکرات انجام شود، هيئت هاي کارشناسي آماده شوند، روي سوژه يا پروژه مشخص کار شود، ممکن است ماه ها و حتي يکي دو سال طول بکشد تا به فرآيند تفاهمات و يادداشت تفاهم برسد و در نتيجه تبديل به قرارداد شود.

ما بسياري از اين اقدامات را انجام داديم، بخش هايي به نتيجه رسيده و بخش هايي نزديک به نتيجه است و برخي ديگر در بعضي از کشورها بايد بعد از مذاکرات لازم به ثمر برسد. با بسياري از کشورهاي اروپايي و آسيايي مثل ژاپن، کره، هند، ايتاليا، اسپانيا و به خصوص فرانسه يک سري مسائل را دنبال کرديم که در حوزه هاي مالي بخشي از کارها انجام شده و بخش ديگر هم تا مرحله تفاهمات انجام شده، مستندات امضا شده و قرار است اجرايي شود.

تفاهم نامه اخير که با ايتاليا انجام شد، تفاهم نامه ۱۰ ميلياردي با کشور کره و يا با ژاپن مثال هايي است که ما با آنها تفاهم نامه هاي اوليه داريم و نهايتاً در مرحله اول و اجرا بايد شرايطي فراهم شود تا بنگاه ها و بانک ها بتوانند با هم صحبت کنند و از اين ظرفيت و فضايي که به وجود آمده استفاده لازم را ببرند که همانطور که گفتم بحث اقتصادي بحث زمان بري است.

با توجه به اينکه بخشي از اقدامات صورت گرفته است، به نظر شما مردم و بازار کسب و کار چه زماني اثر مذاکرات اقتصادي شما را با ساير کشورها احساس خواهند کرد؟

کشور به کشور متفاوت است و بهتر است تفکيکي قائل شويم. زماني که طرف شما کشورهاي صنعتي و پيشرفته تر هستند که مي توانند براي شما سرمايه، تسهيلات مالي بياورند و تکنولوژي در اختيار شما بگذارند مثل فرانسه، ايتاليا، ژاپن و کره، اينها يک مقوله است، يعني تسهيلات بانکي آنها بعد از اراده سياسي بسيار مهم است که امکان آن را داشته باشند و فضايي که براي بنگاه هاي اقتصادي مي توانند ايجاد کنند.

يک زمان هم شما با کشورهايي طرف هستيد که به لحاظ اين شاخصه هاي توسعه يافتگي، رده بالايي ندارد ولي شما به دلايل مختلف سياسي و غير سياسي مجبور به همکاري با آنها هستيد و اين در حوزه همسايگان و کشورهاي پيراموني است. قطعاً هدف ما اين است که با کشورهايي مانند آذربايجان، ارمنستان و پاکستان به موازات کار سياسي که انجام مي دهيم، براي پشتوانه روابط سياسي خودمان و تضمين آن در حوزه هاي اقتصادي و ديگر حوزه ها يک فعاليت ملموس تعريف کنيم و اگر تنها بگوييم که ما روابط سياسي داريم، ممکن است اين روابط سياسي شکننده باشد و يک ارتباط مردمي، بنگاهي و موسسه اي وجود ندارد و تنها دولتمردان مي توانند ادعا کنند که ما روابط خوبي داريم.

بحث با همسايگان و کشورهاي پيراموني به حوزه مسائل امنيت ملي و پيوستگي هاي فرهنگي و جغرافيايي بر مي گردد که ما ناچاريم و بايد اين همکاري هاي همه جانبه را شکل دهيم و الزاما آن کشورها نمي توانند تکنولوژي مثل ژاپن و ديگر کشورها به ما بدهند و يا احتمالاً نمي توانند سرمايه اي را به داخل کشور بياورند.

اين نوع همکاري هاي اقتصادي و بازرگاني با نوع ديگر آن که اشاره شد، جنس و نوع متفاوتي دارد و ما در حد توانمندي هاي آنها و ظرفيت هاي کشورمان مي توانيم بين بنگاه ها و موسسات پيوند ها را برقرار مي کنيم. لذا نوع کار و الزامات و ضرورت همکاري ها با کشورهاي مختلف متفاوت است. البته ما الزامات و ضرورت هاي بيشتري نسبت به کشورهاي ديگر داريم شايد بحث الزاما اقتصادي تنها نيست بحث سياسي، امنيتي، بحث ثبات و امنيت و غيره است که بايد در منطقه وجود داشته باشد است.

منتقدان معتقدند وزارت امور خارجه کشور بيشتر تسهيل کننده واردات بود و کارنامه خوبي براي توسعه صادارات ندارد. براي اين موضوع هم مثال هايي را در زمينه خريد هواپيما و واردات پژو را مطرح مي کنند. کارنامه وزارت خارجه در زمينه تسهيل صادرات کشور به چه صورت است؟

اينکه شما بتوانيد کالايي توليد کنيد که در خارج از مرزهاي ايران در واقع مشتري خودش را داشته باشد و خريدار خودش را داشته باشد، اين از وظايف وزارت امور خارجه نيست. وزارت امور خارجه تسهيل کننده روابط بنگاه هاي اقتصادي، وزارت خانه ها و کارخانجات ايراني با خارج از کشور است و يا بسترهاي لازم را از لحاظ سياسي با کشورهاي ديگر فراهم کند که آنها پذيراي همکاري با ايران باشند که شرکت هاي ايراني شما با کالاي مشخص بتواند در کنار ساير محصولات کشورهاي ديگر رقابت کند.

وزارت خارجه نقش تسهيل کنندگي دارد اما نقش ارتقاء کيفيت کالا و يا فروشنده و توليد کننده را ندارد، اين بحث اقتصاد در وزارت خارجه بحث تسهيل کنندگي است، ايجاد تسهيلات و فراهم کردن فضاي مناسب براي ايجاد روابط وظيفه وزارت امور خارجه است و بانک مرکزي موظف است که کار خود را انجام دهد، وزارت صنعت و کارخانه هاي ما همچون ايران خودرو و غيره هم بايد کار خودشان را انجام دهند.

قرار نيست وزارت امور خارجه کار دستگاه هاي ديگر را انجام دهد، آنچه که امروزه در عرصه اقتصاد به آن بسيار تأکيد مي شود، بحث رقابت است و اينکه شما بتوانيد بهترين کيفيت را با کمترين قيمت ارائه کنيد. لذا براي اينکه موفق شويم و يک ديپلماسي موفق را ايجاد کنيم نياز داريم ساير دستگاه هاي داخلي هم در کنار اين وضعيت جديد کمک کنند و کارايي خود را افزايش دهند و از تسهيلاتي که در حوزه سياسي، وزارت خارجه در ديپلماسي اقتصادي مي تواند ايجاد کند، آنها با افزايش کيفيت و کاهش قيمت محصولات خودشان ورود کنند و اين بخش به آنها مربوط مي شود.

نبايد اين موضوع اشتباه شود که ديپلماسي اقتصادي مي خواهد قيمت ارز را در داخل کشور تثبيت کند و يا اينکه کيفيت کالاها را بالا ببرد، نه چنين وظيفه اي داريم و نه بايد آن را دنبال کنيم چرا که اين به توانمندي هاي اقتصاد داخلي باز مي گردد که دولت وظيفه ساماندهي آن را بر عهده دارد.

بالاخره کالاهايي زيادي در ايران توليد مي شود که براي ساير کشورها نيز جذابيت لازم را دارد و به اصطلاح مشتري آن در خارج از کشور وجود دارد. به عنوان مثال مطالبات دارويي از جانب کشور عراق بسيار زياد است و اگر دستگاه ديپلماسي بتواند بين توليدکنندگان دارويي کشور و عراق روابط را تسهيل کند به نظر مي توان شاهد اتفاق هاي بهتري جهت صادرات توليدات داخلي باشيم، در اين زمينه و موارد مشابه آن مي توانيد مصداقي بفرماييد چه اقداماتي از جانب وزارت خارجه انجام گرفته است؟

 متأسفانه بنا به دلايل مختلف، مصداقي نمي توانم عنوان کنم، به طور کلي روابط در هر موضوع و بخشي در جهان دو طرفه است، اينکه شما بگوييد با عراق يا هر کشور ديگري مي خواهم رابطه خوبي داشته باشم نه در حوزه سياسي بلکه در حوزه عمل، تسهيلات مي دهم، جنس دارم آن هم با قيمت و کيفيت و مي خواهم صادرات داشته باشم، اما اگر او نخواهد و کيفيت و قيمت شما را نپسندد و يا حتي اراده سياسي را نداشته باشد شما حتي نمي توانيد اين کار را انجام دهيد، اين يک تعامل دو طرفه و دوسويه است.

در برخي از کشورها، پيچيدگي هايي وجود دارد که الزاماً خواست ما نمي تواند تمام مسائل را حل کند و طرف مقابل هم بايد آمادگي آن را داشته باشد. يک جاهايي وزارت امور خارجه مي تواند زمينه لازم را براي صادر کردن کالايي مشخص فراهم کند، البته جاهايي در مذاکرات به دليل نگاه طرف مقابل امکان پذير نيست و حتي ممکن است عليرغم مذاکرات انجام شده به نتيجه نرسد و اجرايي نشود.

ما بايد بپذيريم که هنوز بخش خصوصي توانمند و قدرتمندي که بتواند نه در جهان حتي در منطقه کار کند را نداريم، ما هنوز گرفتار شرکت هاي دولتي، کيفيت و قيمت تمام شده در کشور هستيم و براي افزايش صادرات غيرنفتي که بسيار هم براي ما مهم است بايد از حداقل هاي ابتدايي که يکي از آنها برخورداري از بخش خصوصي توانمند است بهره مند باشيم.

 اگر بخش خصوصي توانمند نداشته باشيم و يا اينکه بخش خصوصي ما به دولت متکي باشد و متکي به همراهي با وزير امور خارجه در سفرها باشد تا شايد بتواند چيزي به دست بياورد اين بخش خصوصي  نمي تواند به توانمندکردن اقتصاد مقاومتي و اقتصاد ايران کمک کند.

ما بايد در کنار ديپلماسي اقتصادي کارهاي زياد ديگري انجام دهيم، ديپلماسي اقتصادي در وزارت خارجه در کشورهاي خارجي، تسهيلات لازم را فراهم مي کند، با دولت ها مذاکره مي کند و بخشي که به آن مربوط  است در خارج از کشور از طريق سازمان ها و سفارت خانه ها، سرمايه گذاران خارجي را فعال کند. اما اگر قوانين سرمايه گذاري ايران در داخل منطبق با معدل متوسط جهاني نباشد و يا چهره کشور در خارج از ايران، چهره اي جذاب براي سرمايه گذار خارجي نباشد، تلاش هاي گسترده وزارت امور خارجه بي نتيجه مي ماند.

عليرغم اينکه ايران جذابيت و توانمندي هاي بسياري دارد و کشورهاي بسياري علاقمند به همکاري با ايران هستند و بازارهاي ايران بسيار بکر، جامعه ما بسيار فرهيخته و توانمند است و در مقايسه با کشورهاي همسايه از لحاظ ثبات و امنيت و سرمايه انساني غني و توانمند، بي نظير است.

قطعاً  بايد به مجموع پتانسيل هاي مثبت در ايران توجه کنيم تا بتوانيم در کنار آمد و شدهاي سياسي، گفتگوها و تعاملات با کشورهاي ديگر، اين گشايش ها را براي اقتصاد کشور ايجاد کنيم.

برخي از معاندان نظام در فضاسازي هايي که معمولاً ايجاد مي کنند، مي گويند چرا ايران هزينه هايي که مي تواند براي حل مشکلات مردم خود داشته باشد را در منطقه و براي حمايت از ملت هاي مظلوم منطقه صرف مي کند؟ آيا حمايت هاي ايران از مردم مظلوم به خصوص در منطقه به معيشت مردم در داخل کشور ضربه مي زند؟

اين موضوعات را نمي توان به صورت خرد تحليل و بررسي کرد، از نگاه کلان هر تحولي که در منطقه، در کشورهاي همسايه و کشورهاي پيراموني شما اتفاق مي افتد که مي تواند منجر به ضرر و زيان، آسيب و تأثيرگذاري بر امنيت و ثبات و حتي توسعه اقتصادي و آرامش شما شود، مسئله مردم ايران و مسئله داخلي کشور به حساب مي آيد.

از نگاه کلان هر تحولي که در منطقه، در کشورهاي همسايه و کشورهاي پيراموني شما اتفاق مي افتد که مي تواند منجر به ضرر و زيان، آسيب و تأثيرگذاري بر امنيت و ثبات و حتي توسعه اقتصادي و آرامش شما شود، مسئله مردم ايران و مسئله داخلي کشور به حساب مي آيدما با پديده هايي در منطقه مواجه بوديم که قدرت هاي خارجي و برخي بدخواهان منطقه اي و کشورهايي با ويژگي هاي خاص در آن نقش داشتند که به نوعي امنيت و ثبات ايران را با اقداماتي که نمي توانستند آنها را در داخل ايران اعمال کنند، در معرض خطر قرار دادند. براي حفاظت از کيان کشور و ثبات و امنيت مردم و حفظ آرامش و نگهداري فضاي مطلوب زندگي آنها که امنيت يکي از مهمترين آنهاست، ما بايد به حل و فصل آن پديده ها مي پرداختيم.

ما اگر در سوريه حضور داريم به درخواست دولت آن کشور است. در سوريه اتفاقاتي افتاد که قدرت هاي خارجي در آن نقش داشتند، سوريه را هدف قرار دادند که البته آن هدف ابتدايي بود و مي خواستند در مرحله بعدي عراق و بعد از آن ايران را مورد تهاجم قرار دهند که نتيجه اش بي ثباتي و ناامني در ايران بود. در سوريه گروه هاي افراط گرا و تندرويي مانند داعش که نظير آنها در تاريخ بشري کمتر ديده مي شود به نام دين و مذهب دست به جناياتي مي زدند و در صدد ساقط کردن حکومت سوريه و تشکيل حکومتي از خود بودند.

در سوريه اتفاقاتي افتاد که قدرت هاي خارجي در آن نقش داشتند، سوريه را هدف قرار دادند که البته آن هدف ابتدايي بود و مي‌خواستند در مرحله بعدي عراق و بعد از آن ايران را مورد تهاجم قرار دهند که نتيجه اش بي ثباتي و ناامني در ايران بودلذا ما هم بنا بر درخواست دولت سوريه و هم به دلايل ديگر از جمله کمک به حفظ ثبات و امنيت منطقه بايد در منطقه حضور پيدا مي کرديم و به حفظ آرامش و ثبات در منطقه کمک مي کرديم و با توجه به اصول اخلاقي، ديني و منش جمهوري اسلامي ايران که کاملاً با تروريسم و گسترش تروريسم در همه جهان مخالف است و آن را يک شعار جدي خودش در سطح جهان براي مبارزه با تروريسم مي داند.

دليل ديگر ما اين بود که ما به عنوان قرباني تروريسم که بهاي بسياري را در اين راه پرداخت کرده، بايد در سوريه حضور پيدا مي کرديم و در صف نخست مبارزه با تروريسم قرار مي گرفتيم که اين کار انجام شد و همه اين ها براي آن بود که بايد منطقه حفظ مي شد و مانع گسترش هرچه بيشتر افراط گرايي و تروريسم در منطقه مي شديم.

همينطور حضور مستشاري ايران در عراق که يک دموکراسي نوپا را تجربه مي کند و از مصائب و مسائل بسياري به خاطر دخالت بيگانگان برخوردار بود و از ثبات و امنيت کافي هم برخوردار نبود و از طرفي گروه هاي تروريستي هم در آنجا مأوا گرفته بودند، امر لازم ديگري بود که انجام شد و اين کمک هاي ايران به دو کشور همسايه قطعاً هزينه هايي هم در بُعد مادي و هم معنوي بر ما تحميل کرده است.

اما نکته اينجاست که ما اگر در بيرون از مرزها با تروريسم مبارزه  نمي کرديم قطعا بايد در درون ايران با آنها روبرو مي شديم و مردم ايران بايد بهاي سنگين تري چه در بُعد معنوي و چه در بُعد اقتصادي مي پرداختند.

ما به عنوان کشوري باثبات، قديمي و با فرهنگ و کشوري که در يک خط اعتدالي و اسلامي حرکت مي کند بايد رسالت جهاني خودمان را در اين حوزه انجام مي داديم. ما قطعاً به ثبات و امنيت جهان کمک شاياني کرديم و اگر امروز جهانيان به صورت کامل و جامع از ايران قدرداني نکنند در آينده اي نه چندان دور، قدردان ايران در راه مبارزه با تروريسم خواهند بود. اگر مبارزه ايران با تروريسم در منطقه و کوچک کردن محدوده زندگي آنها نبود، ما امروز شايد در بسياري از کشورهاي جهان پديده شوم تروريسم را با جديت بيشتري شاهد بوديم.

آقاي قاسمي در ادامه گفتگو به بحث درباره آينده برجام بپردازيم. آينده برجام را با توجه به بدعهدي هاي مکرر آمريکا و از طرفي حمايت هاي فعلاً شفاهي اروپا چگونه ارزيابي مي کنيد؟ 

 محدوده، ذات و نتايج برجام تقريبا مشخص است و دايره تعريف برجام که چه وظايفي داشته و چه محدوده اي را بايد پوشش مي داده هم کاملاً مشخص است. برجام قطعا همه چيز ما نيست، بلکه حاصل نتايج مذاکرات هسته اي ايران در بُعد هسته اي است. ما آن را مبحث تمام شده مي دانيم و فکر مي کنيم تحت هيچ شرايطي امکان بازنگري، مطالعه و مذاکره مجدد، کم يا اضافه کردن بندي به آن مجموعه تفاهمات وجود ندارد در واقع يک نقطه پايان بر مذاکرات هسته اي است و نمي توانيم فصل جديدي را باز کنيم.

اگر آقاي ترامپ مشکلي دارد، اين مشکل او است و احتمالا مي تواند اين مشکل نشأت گرفته از يک دعواي حزبي با دولت قبلي باشد که آن را در برجام تجلي ميدهد، اما قطعاً همه مشکلات آقاي ترامپ اين نيست.

ترامپ به دنبال زياده خواهي هايي است که بتواند خصومت ديرينه اي که در امريکا نسبت به انقلاب و جمهوري اسلامي ايران وجود دارد را دنبال کند و نهايتاً سعي آمريکا بر اين بوده که بعد از برجام، امکان استفاده از مزايايي که مي توانست برجام براي ما داشته باشد کم و ناچيز کند که در تخطي هاي مکرر، عهدشکني ها و بدعهدي هايي که انجام داد و فشاري که روي ساير کشورهاي جهان و به خصوص اروپا داشت و روشي که دنبال کرد، سعي کرد موسسات مالي، صنعتي، بانکي و دولت هايي که در هر نقطه اي از جهان هستند و مي خواهند با ايران کار کنند را در يک حالت زمين و هوا نگه دارد که آنها نتوانند با اعتماد به نفس با ايران همکاري کنند و در نتيجه ايران نتواند از اين موضوع استفاده کند.

براي ما قطعاً برجام يک تعهد دوجانبه ميان ايران و امريکا نيست، بلکه با توجه به قطعنامه ۲۲۳۱ تعهدي بين‌المللي است و پشتوانه سازمان ملل را دارد، آقاي ترامپ هم مي تواند از برجام خارج شود اما بهاي سنگيني را براي آن بايد بپردازد و بايد پاسخگوي جامعه جهاني و حتي سازمان ملل در خصوص اينکه قطعنامه سازمان ملل را نقض کرده باشد.

امروز ما مي بينيم که اعتماد به دولت آمريکا در سطح جهان بسيار کاهش پيدا کرده و چهره آقاي ترامپ، چهره اي است که صرفاً به عنوان يک دلال و سوداگر و يا در يک عبارت زيبا يک تاجر خوب و يا تاجري که صرفاً با دلار سر و کار دارد، شناخته مي شود نه سياستمداري که به دنبال صلح و امنيت جهاني است.

لذا ما درخصوص برجام نبايد گمانه زني کنيم، بايد صبر کنيم، با توجه به کارشکني هايي که تاکنون امريکا داشته ما مي توانيم به همراه اعضاي ۱+۵ و ديگر اعضاء ادامه دهيم. ما براساس آموزه هاي ديني، اخلاقي و ايراني خودمان، اولين کشور نقض کننده برجام نخواهيم بود و از طرفي اجازه هم نخواهيم داد که هزينه هاي شکست برجام و يا نقض برجام را امريکا متوجه ايران کند و هوشمندانه و خردمندانه در اين مسير ادامه خواهيم داد و منتظر تصميمات امريکا خواهيم بود.

طرف هاي اروپايي و آمريکايي از مواضع ما آگاه هستند و ما هم آمادگي هاي لازم را براي همه انتخاب هايي که آنها مي کنند داريم؛ چرا که ما از گذشته درخصوص انتخاب هاي خودمان پيرامون برجام فکر و برنامه ريزي داشته ايم و چيزي را از دست نمي دهيم. 

در موضوع برجام اگر خسارت و يا فشاري متوجه کسي باشد، متوجه ما نخواهد بود و خسارت و بهاي سنگين آن را جامعه جهاني و ايالات متحده آمريکا خواهند داد، ما در وضعيتي هستيم که مي توانيم  بگوييم اگر ساير اعضاي ۱+۵ به يک جمع بندي برسند که مي خواهند از برجام خارج شوند و يا آن را  نقض کنند، آنها بازنده نهايي خواهند بود.

به نظر شما مذاکره موشکي و بعضا طرح گفتگوهايي پيرامون مسائل منطقه اي با ايران را که اخيراً اروپايي ها مطرح مي کنند تا چه اندازه در اولويت آنها قرار دارد؟

اروپا در حوزه برجام براساس همه علامت ها، مذاکرات، صحبت ها و نشانه هايي که ما از آنها تا به امروز داريم اين است که اروپائيان به برجام اعتقاد دارند. آنها اعتقاد دارند که برجام يک دستاورد مهم در حوزه ديپلماتيک است و به حفظ امنيت و صلح جهاني کمک مي کند.

با توجه به اينکه اروپا در نزديکي منطقه غرب آسيا قرار دارد و آنها شناخت دقيقي از جمهوري اسلامي ايران و مسائل منطقه دارند و مي دانند که بي ثباتي و مشکلات در اين منطقه مي تواند شديداً اروپا را تحت تأثير قرار دهد و برجام براي آنها هم به عنوان يک دستاورد که توانسته اند در يک پروسه موفق ديپلماسي حضور داشته باشند برايشان مهم است و هم در حوزه مسائل امنيتي، صلح و ثبات در منطقه.

لذا آنها در اين حوزه تا حد زيادي مدافع برجام خواهند بود و تاکنون هم در اين خصوص تلاش کرده اند ولي به هر حال اين بدين مفهوم نيست که ما با مجموعه کشورهاي اروپائي در تمام مسائل اتفاق نظر داشته باشيم.

در خصوص مسائل موشکي و دفاعي که در ايران راجع به آن زياد صحبت شده مثل همه کشورهاي ديگر ايران به عنوان يک کشور مستقل به کسي اجازه دخالت در موضوعات داخلي و سياست هاي داخلي و موشکي آن نخواهد داد، ما براساس تعاليم ايراني اسلامي و تجربه هاي خود آموخته ايم که از يک جا چندين بار گزيده نشويم.

قطعاً روزي خواهد رسيد که عربستان با يک شکست مفتضحانه يمن را هم ترک خواهد کرد، دربحث سوريه و عراق هم دولت هاي ملي حاکمند و ايران نقش مثبتي تا کنون داشته و کمک کرده که دولت هاي ملي و دولت هاي مستقر در اين کشورها در برابر تروريسم ايستادگي کنندما جنگ تحميلي را داشته ايم و مي دانيم که اگر از توانايي لازم دفاعي برخوردار بوديم و شرايط خاصي بر ما حاکم نبود قطعاً فرد ديوانه اي مانند صدام نمي توانست به ما حمله کند و ۸  سال ما را درگير يک جنگ خانمان سوز کند. بنابراين ما بر توانمندي خود خواهيم ايستاد و به ديگران اجازه نخواهيم داد فکر تجاوز به ايراني که از ثروت هاي بسيار و خدادادي برخوردار است را داشته باشند.

 در ساير مسائل منطقه اي هم بحث نفوذي که مطرح مي شود،  يک دروغ و انحراف است، نفوذ معاني مختلف دارد، ما نفود فرهنگي، معنوي، تاريخي داريم که اين به پيوستگي سرزميني ما با کشورهاي همسايه يا اشتراکات ديني و فرهنگي که وجود دارد باز مي گردد و اين يک بُعد مثبت است که ما را با کشورهاي ديگر پيوند مي دهد و تا امروز به صلح، ثبات و دوستي در منطقه هم کمک کرده است.چيزي که آنها مطرح مي کنند يک بحث انحرافي است و قصد دارند ايران را مقصر مشکلات خودشان در منطقه، معرفي کنند.

عربستان در خصوص يمن تصور مي کرد که اين هدف براي آنها ظرف چند هفته قابل حصول است و مي توانند آن را کاملاً تصرف کند، اما امروز که ديگر مي داند نمي تواند موفق شود و در باتلاق آن کشور گرفتار شده، به دنبال يک دشمن فرضي است و تصور مي کند که اگر يمن شکست نمي خورد و يا به زانو در نمي آيد حتما کساني هستند که به او کمک مي کنند و نهايتاً بحث موشک هاي يمن را به ايران منتسب مي کند که امري کاملاً دروغ و بي ربطي است.

قطعاً روزي خواهد رسيد که عربستان با يک شکست مفتضحانه يمن را هم ترک خواهد کرد، دربحث سوريه و عراق هم دولت هاي ملي حاکمند و ايران نقش مثبتي تا کنون داشته و کمک کرده که دولت هاي ملي و دولت هاي مستقر در اين کشورها در برابر تروريسم ايستادگي کنند و بتواند روي پاي خودشان بايستند و لذا اين بحث نفوذ هم يک بحث بي ربطي است که هر که آن را مطرح کند بيراهه را به جاي راه انتخاب کرده است.

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
نشر خبر