آخرین اخبار
کشور، سیاسی و بین المللی
کد مطلب: 199735
طباطبائي ايران شناسي فانتزي را به ايران شناسي فلسفي تبديل کرد
تاریخ انتشار : 1395/10/16 09:02:29
نمایش : 285
حجت الاسلام فيرحي، استاد دانشگاه تهران گفت: سيد جواد طباطبائي مسائل امروز را به پرسش هاي فلسفي تبديل کرد؛به عنوان نمونه سيدجواد ايران شناسي فانتزي را تبديل به يک ايران شناسي فلسفي کرد.

به گزارش سامان ما به نقل از خبرنگار مهر، نشست «تامل درباره ايران» به مناسبت انتشار جشن نامه فيلسوف سياست با عنوان «ايران همينجا است که ايستاده ايم»، عصر روز گذشته، چهارشنبه ۱۵ دي ماه در سالن فردوسي خانه انديشمندان علوم انساني با حضور اساتيد برجسته اين حوزه برگزار شد.

حجت الاسلام داوود فيرحي دانشيارعلوم سياسي دانشگاه تهران از سخنرانان اين جلسه سخنان خود را با ذکر يک خاطره علمي آغاز کرد و گفت: يادم هست که در سال ۶۹ تا ۷۳ ايشان در دانشکده حضور داشتند و آن زمان ما دانشجوي ليسانس بوديم در همان دوران آوازه سيد واد طباطبايي در دانشکده پيچيده بود و کتاب «درآمدي فلسفي بر تاريخ انديشه سياسي در ايران»  ايشان منتشر شده بود.انتشار اين کتاب نشان از تولد يک انديشه بزرگ داشت و معلوم بود که قرار است اين راه ادامه پيدا کند. در همان دوران سه گانه اول دکتر طباطبايي به بازار پژوهش عرضه شد و نشان از آن داشت که قرار است به تدريج کتابهاي ديگري از ايشان منتشر شود.

وي افزود: يکي از انگيزه هاي من به عنوان طلبه که باعث شد رشته علوم سياسي را ادامه بدهم حضور سيدجواد در دانشکده بود. هم بودن ايشان در دانشکده فرصت و نعمت بود هم نبودنشان چون فرصت پيدا مي کردند که بنويسند. در همان زمان در دانشکده علوم سياسي دانشگاه تهران گرايش هاي مختلفي وجود داشت؛  يکي گرايش جامعه شناسي و ديگري گرايش تاريخ. در اين ميان شاخه انديشه يتيم مانده بود و جهت خاصي نداشت. با حضور دکتر طباطبايي اين گرايش تقويت  و مطرح شد. هنوز هم که هنوز است سايه ايشان بر سر اين رشته وجود دارد.

اين استاد دانشگاه تهران ادامه داد: حضور طباطبايي از چند جهت مهم بود. اول اينکه ايشان بحث بسيار مهمي را درون يک مثلث. ايران، اسلام و تجدد مطرح کردند. علاوه بر اين ايشان توانستند مسائل امروز را به پرسش هاي فلسفي تبديل کنند. به عبارت ديگر مسائلي را که از حالت ايدئولوژيک خارج شده بود به يک مسئله فلسفي تبديل  و قابل تامل کردند. به عنوان نمونه ايشان، ايران شناسي فانتزي را تبديل به يک ايران شناسي فلسفي کردند. ايران، وطن، دولت مدرن و مشکلات و موانع آن از جمله بحث هايي بود که ايشان در قالب پرسش هاي فلسفي مطرح کردند. ويژگي ديگر استاد طباطبايي ادبيات شفاف و روشن ايشان بود. بنده هميشه از ابيات تند و تيز و بي تعارف ايشان لذت مي بردم و بسيار برايم جالب بود.

حجت الاسلام فيرحي تصريح کرد: در مقابل اين ادبيات صريح، کساني که سخنان ايشان را مي شنيدند دو دسته شدند. دسته اول افرادي که طرفدار تفسيرها و برداشت هاي ايشان بودند و سعي مي کردند اين ادبيات را بسط دهند. دسته دوم افرادي بودند که به تدريج به مخالفت با ديدگاه دکتر پرداختند. به هر حال حاکم شدن فضاي انديشه پژوهي در آن دوران از نعمت حضور استاد بود و جنب و جوش زيادي را در دانشگاه ايجاد مي کرد.

دانشيار علوم سياسي دانشگاه تهران گفت: اينکه يک انديشمند جريانهاي موافق و مخالف را بربيانگيزاند و به تامل فلسفي وادارد نعمت بزرگي است. به نظر مي آيد انديشه ها و انديشمندان بزرگ در عين حالي که اثرهاي با اهميتي توليد مي کند با مشکلاتي هم مواجه مي شود اما نکته اي که بايد به آن توجه داشته باشيم اين است که نبايد انديشه هاي يک انديشمند را بريده بريده کنيم و با بخشي از آن موافقت و با بخشي از آن مخالفت کنيم. متاسفانه اين اتفاق درباره ادبيات و ايده هاي دکتر طباطبائي رخ داده به اين معنا که برخي بخش ايراني گري صحبت هاي استاد را بسيار غليظ مي کنند ولي به بخش هاي ديگر آن توجه نمي کنند. اين در حالي است که آثار استاد همگي شبيه يک پکيچ و حلقه هاي به هم پيوسته هستند و تقسيم کردن آنها انديشه دکتر طباطبايي را با چالش مواجه مي کند.

انتهاي پيام/601س

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن