آخرین اخبار
کشور، سیاسی و بین المللی
کد مطلب: 199142
يادداشت/ مهدي محمدي؛
ادامه سناريو پيروزي سازي برجام
تاریخ انتشار : 1395/07/19 09:31:42
نمایش : 1076
مدلي از سياست خارجي، شامل بده‌بستان پس‌ پرده، مذاکرات محرمانه و لابي‌هاي وسيع سياسي- اطلاعاتي- اقتصادي که منجر به برجام شد، مجددا فعال شده تا اين بار، پيروزي آقاي روحاني در انتخابات 96 را تضمين کند.

به گزارش سامان ما به نقل از  شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ دولت يازدهم آشکارا فاقد کارنامه است. آخرين داده‌هاي تجربي ناشي از پيمايش افکار عمومي در ابعاد ملي، نشان‌دهنده آن است که مردم اساسا جز برجام گزينه ديگري را که بتوان در نامه اعمال اين دولت نوشت به ياد نمي‌آورند و درباره اين يگانه تحفه دولت هم، بيش از 60 درصد معتقدند به نتيجه‌اي که با زندگي آنها مرتبط باشد نرسيده و نخواهد هم رسيد [يک يافته جالب در نظرسنجي‌هاي اخير اين است که با افزايش سطح سواد و تحصيلات پرسش‌شوندگان، اميد به نتيجه دادن برجام کمتر مي‌شود]. اين در حالي است که قريب به 90 درصد مردم به نحو جايگزين‌ناپذيري عقيده دارند بيکاري مشکل اصلي کشور است و دولت آقاي روحاني نه برنامه، بلکه حتي ايده‌اي نيز براي کاهش يا حل آن ندارد.
از آن سو، اينکه اين دولت کارنامه‌اي ندارد مانع از آن نيست که غربي‌ها بشدت در پي کارسازي براي تکرار آن نباشند، بلکه برعکس همين باعث شده به نحو بي‌سابقه‌اي فعال شوند. در واقع، از ديد آنها که به موضوع بنگريم، اينکه دولت روحاني جز برجام کاري نکرده اتفاقا علامت خوبي است چرا که نشان مي‌دهد دولت همه انرژي خود را صرف کاري کرده که آنها مي‌خواهند، بنابراين قوت و تواني براي رسيدن به مشکلات ديگر ـ  از جمله مسائل احتمالا پيش پا افتاده‌اي نظير بيکاري(!) ـ نداشته است.
پروژه «از آب درآوردن روحاني» براي انتخابات 96 اکنون مهم‌ترين دستور کار کساني است که «جان برنان» مدير سيا يک ماه قبل گفت «درک کرده‌اند او براي پيروزي در انتخابات بشدت نيازمند يک دستاورد ملموس است». خبر خوبي بود اگر براي خدمت به آقاي روحاني هم که شده غربي‌ها تصميم مي‌گرفتند کمي به وعده‌هاي خود عمل و يک «گشايش واقعي» براي مردم ايران ايجاد کنند ولي شواهد به ما مي‌گويد آنچه قرار است بکنند ربطي به رونق و گشايش ندارد و همه داستان بر سر اين است که:
اولا - چگونه روحاني پيروز انتخابات شود؛ بي‌آنکه گشايشي ايجاد شده باشد؟
ثانيا - صحنه چگونه آراسته شود که دولت جز آنچه در برجام داده در اضطرار ماه‌هاي آخر، امتياز اضافي هم تقديم کند؟
و ثالثا- انتخابات در کدام دوقطبي برگزار شود که بتوان پس از ارديبهشت 96، پروژه برجام‌هاي «بيشتر و بزرگ‌تر» را در ايران کليد زد؟
زيگمار گابريل، وزير اقتصاد آلمان يکي از کساني است که مي‌تواند بخشي از اين داستان را براي ما روايت کند. او قبل از اينکه به ايران بيايد از هويت صهيونيستي خود پرده برداشت و پس از اينکه از ايران رفت - آنطور که تلويزيون آلماني ARD روايت کرده - به صراحت گفت هدفش از حضور در ايران «اعلام حمايت آلمان از دولت آقاي روحاني و جلوگيري از پيروزي رقيبان روحاني بر وي در انتخابات 96» بوده است. گابريل آدم مهمي نيست ولي از پروژه مهمي سخن گفته است. همان دست‌هايي که برجام را خلق کرد، به روشي کم و بيش مشابه، دوباره به کار افتاده تا «بي آنکه چيزي گير ملت ايران بيايد» انتخابات 96 را مهندسي کند. کساني که دنبال آدرس «مهندسي انتخابات» مي‌گردند بايد کلاه‌شان را کمي بالاتر بگذارند.
احتمالا نمايش بزرگي در راه است که البته بعيد مي‌دانم چندان خيره‌کننده باشد. همانطور که جمله وزير آلماني را در ذهن مرور مي‌کنيد اين چند پديده را کنار هم بگذاريد: دولت آمريکا روز جمعه دستورالعمل جديدي منتشر کرد که به شرکت‌هاي غيرآمريکايي اجازه مي‌دهد با دلار کار کنند به شرط آنکه گذرشان به سيستم مالي آمريکا نيفتد. ظاهرا اتفاق مهمي است ولي اهل فن مي‌دانند امکان تراکنش‌هاي دلاري بدون عبور از نظام مالي آمريکا بسيار دشوار بلکه غيرممکن است. شرکت بوئينگ اعلام کرده مجوز صادرات هواپيما به ايران را از وزارت خزانه‌داري آمريکا گرفته اما بلافاصله افزوده است امسال هواپيمايي به ايران نخواهد داد.
اين، به طور ضمني يعني، هواپيما زماني وارد ايران خواهد شد که تحولات سياسي ايران طوري پيش برود که آمريکايي‌ها مي‌خواهند. شرکت پژو که جزو اولين تحريم‌کنندگان ايران پس از سال 2010 بود، حالا سهمش را - و بلکه هم کمي بيشتر از آنچه فکرش را مي‌کرد - از بازار ايران گرفته است. مذاکرات مقام‌هاي دولتي را که مي‌خوانيد تمام سخن‌شان به «آقاي پژو» اين است که اين قرارداد نان و آبدار را بگيرد و در عوض با آمريکا «لابي» کند، شايد شب انتخابات تحريم‌ها کمي تعديل شود. اين فرآيند آشنايي است. قبل از حصول برجام هم همين آقايان بودند که به شرکت‌هاي غربي وعده دادند اگر به حصول برجام کمک کنند، پس از برجام در اولويت سهم بردن از بازار ايران قرار خواهند گرفت. «کاسبان برجام»، حالا بدل به «کاسبان انتخابات» شده‌اند؛ بازي همان است، صورت‌مساله ممکن است اندکي تغيير کرده باشد.
مشاهده مي‌کنيد که به طور کلي هيچ امتياز نقد و ملموسي که روي زمين بتوان آن را مشاهده کرد وجود ندارد. هر چه هست مشتي وعده، شعار و بازي رسانه‌اي است. همچنان اگر هم امتيازي داده مي‌شود از سوي دولت است که يک دور امتياز داده تا برجام امضا شود و ظاهرا بناست 10 دور ديگر امتياز بدهد تا برجام اجرا شود!
هدف اصلي، ذهنيت و ادراک، شيوه استدلال و در يک کلمه محاسبات جامعه ايراني است. «نمايش گشايش» پروژه مشترکي است که در ماه‌هاي آينده با قدرت در دستور کار قرار دارد تا مردم فکر کنند اگر تا به حال اتفاقي نيفتاده به اين دليل است که «دولت وقت کافي نداشته است». هيچ بعيد نيست - همچنان ‌که در مدل اوکراين ديديم - غربي‌ها حمايت‌هاي خود را از دولت روحاني علني‌تر و آشکارتر هم بکنند. احتمالا يک جدول زماني وجود دارد که طي آن به مردم ايران گفته خواهد شد عدم تکرار اين دولت به معناي «به هم ريختن يکباره اوضاع» در ايران خواهد بود، بنابراين به نفع‌شان است «قطار را از ريل خارج نکنند».
اين آزمون مهمي است. حدود 2 سال گذشته از برجام اگر يک پيام براي ملت ايران داشته باشد اين است که تبديل برجام به رفاه از روحاني و تيمش ساخته نيست و آنها هر چه هستند يا بودند، دوره‌شان ديگر گذشته است. از ديد غربي‌ها اما جامعه ايراني بايد براي دهه‌ها در گذشته‌اي به نام برجام زندگي کند و ظرفيت وعده‌پذيري و امتيازدهي خود را هرچه مي‌تواند ارتقا دهد. مردم در ايران هرگر نبايد بفهمند «دوره برجاميان گذشته است». براي اين هدف، پول خرج کردن کمترين کاري است که غربي‌ها حاضرند بکنند؛ لازم باشد بسيار فراتر هم خواهند رفت.

 

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
نشر خبر