آخرین اخبار
کشور، سیاسی و بین المللی
کد مطلب: 167647
مهدي محمدي/
دوران يادگيري در مرحله پسابرجام چيست؟
تاریخ انتشار : 1394/10/22 10:59:05
نمایش : 1284
ايران و آمريکا تا آنجا که به توافق هسته‌اي مربوط مي‌شود، هر دو در حال طي «دوران يادگيري» هستند. مقصود از «دوران يادگيري» در اينجا اين است که محاسبات هر دو طرف درباره دوران پس از اجراي توافق، تازه در حال شکل‌گيري است و هر يک از 2 طرف، برحسب آنچه در اين دوران مي‌آموزد، تصميم خواهد گرفت در آينده چگونه رفتار کند.

به گزارش سامان ما به نقل از شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ به نقل از وطن امروز ، دوران يادگيري – که از 3، 2 ماه قبل از آغاز اجراي توافق آغاز مي‌شود و مي‌تواند حتي تا يک سال بعد از آن ادامه پيدا کند- مهم‌ترين بازه زماني در طول اجراي برنامه جامع اقدام مشترک خواهد بود. در اين دوران است که هر يک از دو طرف خواهد دانست:
1- حفظ توافق هسته‌اي براي طرف مقابل تا چه اندازه اهميت دارد؟
2- طرف مقابل چه مواردي را به عنوان نقض اساسي برجام در نظر مي‌گيرد و به آن واکنش قطعي نشان خواهد داد؟
3- هزينه عدم پايبندي به توافق واقعا چقدر است؟
4- هر طرف قصد دارد توافق هسته‌اي را مقدمه چه اقدامات ديگري قرار دهد؟
5- کدام طرف بيش از ديگري رفتار خود را با الزامات روح و نص توافق وفق خواهد داد؟
به تعبير ساده‌تر، در اين دوران است که آمريکايي‌ها درخواهند يافت از اين به بعد چگونه بايد با ايران رفتار کنند. از ابتدا روشن بود که برجام براي طرف آمريکايي بخش مياني يک پروژه بلندمدت است و مطلوبيت آن بيش از آنکه وابسته به کيفيت اجراي توافق باشد، به پيامدهاي «سياسي»، «ژئوپليتيک» و حتي «ايدئولوژيکي» وابسته است که در پي خواهد داشت. مهندسي اين پيامدها، براي آمريکايي‌ها بسيار مهم‌تر از خود توافق است اگرچه در بسياري موارد اين مهندسي با استفاده از ابزارهايي انجام خواهد شد که در متن توافق تعبيه شده است. از ديد آمريکا، برجام زماني يک توافق مطلوب است که به کنترل عمومي رفتار ايران منجر شود و نه فقط برنامه هسته‌اي بلکه همه محاسبات راهبردي ايران در حوزه‌هاي منازعه با غرب را مديريت کند.
بر اين اساس، آمريکايي‌ها در اين‌باره کاملا شفاف بوده‌اند که از ديد آنها برجام بايد بخشي از زيرساخت ايجاد تغيير در داخل ايران ظرف يک دهه آينده، ابزاري براي مهار رفتار منطقه‌اي ايران و همچنين مدلي براي مديريت ساير برنامه‌هاي امنيت ملي باشد که ايران از طريق آنها مي‌تواند آمريکا را تهديد کرده يا منافع آن را به طور اساسي به چالش بکشد (از جمله برنامه موشکي و...). آموخته‌هاي آمريکا در دوران يادگيري است که به آنها نشان خواهد داد تا چه حد مي‌توانند اين هدفگذاري را محقق کنند.
آمريکا اکنون در حال آموختن اين نکته است که در يک دهه آينده و در حالي که توافقي به نام برجام روي ميز و در حال اجراست، چگونه بايد با ايران رفتار کند. مهم‌ترين عاملي که زيرساخت اين يادگيري خواهد بود، واکنشي است که ايران به تصميمات و اظهارات مقام‌هاي آمريکايي نشان مي‌دهد. نوع، زمان و شدت اين واکنش‌هاست که آرام آرام به آمريکا خواهد فهماند مي‌تواند برجام را بدل به ابزاري براي تشديد موثر فشار بر ايران در ساير حوزه‌ها کند يا نه. محاسبات آمريکا در اين حوزه تازه در حال شکل‌‌گيري است و اين رفتار ايران ـ بويژه دولت ـ است که به آن شکل خواهد داد.
آمريکايي‌ها آشکارا تلاش مي‌کنند از برجام ابزاري براي تبديل شدن ايران به يک کشور بشدت محتاط و محافظه‌کار بسازند که به دليل نياز شديد به حفظ توافق و نگراني از «عدم تعليق تحريم‌ها» (يا بازگشت تحريم‌ها پس از تعليق) «فشارها»، «تحقيرها»، «نقض عهدها و درشت‌گويي‌ها»ي آنها را تحمل مي‌کند و دم برنمي‌آورد. در واقع، اگر حفظ برجام به هر قيمت بدل به اولويت شماره يک امنيت ملي و سياست خارجي ايران شود، همين اتفاق هم خواهد افتاد. در اين صورت، آمريکا بازي را در دوران يادگيري برده است و به تعبير مورد علاقه غربي‌ها ايران را جوري بار آورده که از اين به بعد خودش خودش را کنترل خواهد کرد.
از اين سو، مهم‌ترين هدف فرمان استراتژيک رهبر معظم انقلاب اسلامي در تاييد اجراي برجام اين بود که اين معادله را معکوس کند. پيام متقابل اين است که اگر آمريکا توافق را مي‌خواهد (که مي‌دانيم مي‌خواهد و نياز آن به توافق بيش از ايران اگر نباشد کمتر نيست) بايد راهبرد فشار و تحريم را کنار بگذارد و دوران جديدي از تعامل با ايران را آغاز کند. فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامي مي‌گويد نه فقط تحريم‌هاي غير هسته‌اي، بلکه حتي تهديد هم از نظر ايران نقض برجام محسوب مي‌شود. تلاش براي شکل‌دهي به محاسبات پسابرجام آمريکا به اين شکل، در واقع به معناي وارد کردن ايران به فاز امنيت استراتژيک با هزينه محدودسازي برنامه هسته‌اي است که براي ايران قطعا معادله سودمندي خواهد بود اما اگر بنا باشد ايران برنامه هسته‌اي خود را محدود کند و چيزي که در عوض به دست مي‌آورد افزايش انگيزه طرف مقابل براي توليد فشارهاي جديد باشد، نه فقط برنامه هسته‌اي بلکه خيلي چيزهاي ديگر از دست رفته است.
متاسفانه مانند خيلي موارد ديگر، واضح است دولت براي آموزش دادن به آمريکا در اين باره که در طول دوران اجراي توافق چگونه بايد با ايران رفتار کند، هيچ برنامه‌اي ندارد، سهل است، در مواردي اسباب بدآموزي شديد آمريکايي‌ها را هم فراهم آورده است. براي آنکه محاسبات آمريکا در اين دوران درست شکل بگيرد، دولت بايد هر نقض کوچکي از سوي آمريکا را به شديد‌ترين وجه ممکن پاسخ دهد و معيارهاي نقض را هم براساس تفسير خود از برجام معين کند نه براساس تفسيري که آمريکايي‌ها در نظر دارند. اگر در موضوع ويزا، دولت رسما اعلام مي‌کرد توافق نقض شده و انجام اقدامات هسته‌اي را متوقف مي‌کرد، يا اگر نامه «کري» را نمي‌پذيرفت و خواستار عدم امضاي مصوبه کنگره از سوي اوباما مي‌شد، يا اگر مکانيسم کميسيون مشترک را ولو به قيمت توقف توافق فعال مي‌کرد، آمريکايي‌ها درمي‌يافتند ايران در موضع خود کاملا جدي است و به اين ترتيب بحث تحريم‌هاي موشکي اساسا مطرح نمي‌شد. يا به عنوان يک نمونه ديگر، اگر به محض طرح يک موضع راديکال يا تحقيرآميز از سوي آمريکا، ايران عملا و بموقع و در سطح مناسب واکنش نشان دهد، آمريکايي‌ها درخواهند يافت حفظ توافق بسيار دشوارتر از چيزي است که آنها مي‌پندارند و همين نوعي محافظه‌کاري را به سيستم آمريکا تحميل خواهد کرد. اما با وضعيت فعلي، مي‌توان حدس زد بلافاصله پس از اجراي کامل تعهدات ايران، و تعليق احتمالي تحريم‌ها، يعني زماني که آمريکايي‌ها کاملا مطمئن شوند دست ايران خالي شده، آمريکا دست خود را براي توليد فشارهاي جديد کاملا باز خواهد يافت.
درک آمريکا از برجام، مهم‌ترين عامل تعيين‌کننده استراتژي آن در پسابرجام خواهد بود. آرزوي آمريکايي‌ها اين است که تنها ثمره برجام اين باشد که ايران ديگر نتواند به فشارها و تحريم‌هاي جديد پاسخ هسته‌اي دهد. اين بدترين حالت براي ايران است. حالت ديگر که کاملا امکانپذير است اين است که برجام بدل به عاملي بازدارنده در مقابل هرگونه اراده براي توليد فشار جديد بر ايران شود. اين حالت، با رفتار فعلي دولت محقق نخواهد شد و نشانه‌اي از اينکه اين راهبرد در حال تغيير باشد هم ديده نمي‌شود.
مهم‌ترين سوالي که اکنون دولت بايد در محضر افکار عمومي به آن پاسخ بدهد، اين است: راهبرد دولت براي منتفي کردن فشارها و تحريم‌هايي که آمريکايي‌ها در حال برنامه‌ريزي براي آن هستند، چيست؟

انتهاي پيام/601س
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
نشر خبر